تبليغاتX
دختر جزيره قشم
(عاشقي دردين تو دنيا بيدوا) هيچ وقت عاشق نشو


دختر جزيره قشم







 

    

 

 

 

           

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 12:23  توسط دختر جزيره قشم  | 


گله می کرد زمجنون لیلی

که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از ان رابطه انسانی

که چنین شد که خودت می دانی

عشق وقتی بشود دات کامی

حاصلش نیست بجز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟

برده یا دات کام ودات ارگ تو را؟

بهرت ایمیل زدم پیشترک

جای سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگین است

به درک گر دل من غمگین است

به درک رابطه گر خورده ترک

قطع ان هم به جهنم به درک

انقدر دلخور از این ایمیلم

که به این رابطه هم بی میلم

مرگ لیلی نت و مت را ول کن

همه را جای ok کنسل کن

offکن کامپیوتر را جانم

یار من باش و ببین من onام

اگر حرفی و پیغامی هست

روی کاغذ بنویس با دست

نامه یک حالت دگر دارد

خط تو لطف مکرر دارد

خسته از font و format شده ام

دلخور از گردلی @(ات) شده ام

کرد رپلای به لیلی مجنون

که دلم هست از سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم زد

هر چه گفتی بکن خواهم کرد

زودتر پیش تو خواهم امد

هی به تو سر خواهم زد

راست گفتی عزیزم تو لیلی

دگر از من نرسد ایمیلی

نامه ای پست نمودم بهرت

به امیدی که سر اید قهرت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 19:38  توسط دختر جزيره قشم  | 


                                       غزلی برای تو

                    

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

  برگرد و هر چقدر  دلت خواست بد بگو

  دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

  از قول من بگو به دلت   نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ،  بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

 

                   

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 17:52  توسط دختر جزيره قشم  |