تبليغاتX
دختر جزيره قشم
(عاشقي دردين تو دنيا بيدوا) هيچ وقت عاشق نشو


دختر جزيره قشم







جوجه تیغی


کارت را گرفت ، کیف را انداخت سر شانه اش وکارت را گذاشت توی شکاف تلفن همگانی :
- الو .. مامان الو .. سلام مامان
- معلومه کجایی دختر ؟ چرا در دسترس نیستی ؟ سه روزه دارم میگیرم ات .
- حالتون خوبه ؟ میشه بلند تر حرف بزنین ؟ آخه اینجا سرو صدا س .
- مگه از کجا زنگ میزنی ؟
- از تلفن عمومی ! راستی بابا حالش چطوره ؟
- مث همیشه مدام غر میزنه ، دیروز باز یادش رفته بود در خونه رو ببنده ، اگه دیر رسیده بودم ممکن بود اقا دز....
- الو صداتون نمی اد ..بلند تر لطفا...
- میگم از دست حواس پرتی بابات دا رم دیوونه میشم !
- خب دیگه ، نگاهی به پشت سرش انداخت وسری تکان داد.
- خب دیگه چی ؟ تو که رفتی اونور ایران ،نه زنگ میزنی ، نه می آی ، نمی پرسی با دردسر های بابات چکار میکنم .
- إ مامان تورو خدا شروع نکن زنگ زدم بگم ....
- دروغ میگم مگه ؟ مردم دختر دارن منم دختر دارم ! بیا ببین مث پروا.....
- صداتون نمی اد بلند حرف بزنین ..
- نکنه گوش هات کر شدن ؟! مگه کجایی ؟
- گفتم که از تلفن عمومی زنگ میزنم تو خیابونم ، خواستم بگم ....
- چرا با گوشی ت حرف نمیزنی ؟ هنوز همون پارسالی رو داری ؟
- آره هنوز همونه ! راستی مامان از جوجه تیغی یادتون میاد؟
- از کی ؟ جوجه تیغی ؟ منظورت همون دختره اس که با هم دانشگاه میرفتین ؟
- آره خوب یادتونه ها؟ ! همونی که چشمهای ریز و گودی داشت ! یه مشت موهای وزوزی مث تیغ بالای سرش بود ! الو شنیدین چی گفتم ؟
- تازه گی ها دیدیش مگه؟ داد نزن صدات میاد !
- چی گفتین ؟
- میگم ... ای بابا حنجره ام پاره شد از بس داد زدم ، خب که چی ؟ جوجه تیغی چی شده ؟
- سه هفته پیش دیدم اش ، الو گوش میدین ؟ میگم راستی مامان اگه ....
- تلفن همراهت گفتی چی شده ؟ پس بی خودی اینهمه از اول هفته هی زنگ زدم ، هی زنگ زدم ،
- هنوز نگفتم ، باز شروع کردین ؟ خوبه فقط دوروزه خرابه ها ! حالا چکارم داشتی ؟
- خاله مونس و بقیه رفتن سوئد. می دونستی ؟
- راست میگین کی رفتن ؟ نه از کجا می دونستم !؟
- بیست روزی میشه ، همه شون رفتن ، هم معراج رفت هم میعاد ، خاک بر سر بی عرضه ات کنن اگه عاشق این پسره ......
- ول کن مامان حوصله داری زنگ زدم بگم ....
- خیلی صدای بوق می اد ؟ مگه اونجا کجاس ؟ برو یه جای دیگه که صدا کم باشه .
- گفتم که توی خیابونه ، میدونی که تلفن همگانی ها دیگه اتاقک ندارن صدا میپیچه توش !
- اصلا جون به جونت بکنن بی عرضه ای پس کو گوشی ت ؟
- میخواستم بگم که اگه چند وقتی ....
- نمیشنفم بلند بگو !! خب از دختره میگفتی !
- تو یکماه گذشته سه بار دیدمش ، همونجوریه که دیدیش یه جوجه تیغی عفریته و زشت !
- قیصر هم باهات بود ؟ به ات نخندید که مگه : دوست قحطی شده ؟ به دختره متلک نگفت ؟
- ببینم ، بابا هنوزم عق میزنه مامان ؟
- هروقت چیزی باب میلش نباشه آره ! روزی ده بار !
- یه کم بلند تر اینجا سرو صداس نمیشنوم .
- قیصر حالش چطوره ؟ راستی نگفتی گوشی ت چی شده ؟ نکنه دزدیدن ؟
- بلند تر مامان لطفا ، نه ندزدیدن !
- یک هفته اس دارم زنگ میزنم میگه در دسترس نیستی معلومه کجایی ؟
- خراب شده ، فقط میخواستی از خاله مونس بگی ؟ مجبورم از تلفن عمومی زنگ بزنم گوش کن چی میگم
- بی عرضه تر از تو خودتی ! اون از شوهر کردنت اینم از تلفن همراه داشتنت ....حالا چه بلایی سرش آمده ؟ میدونی ناز گل دختر آقای اختیاری زن کی شده ؟
- ا .. مگه عروس شد ؟ کی ؟!
- هفته پیش تو باغ جمشیدیه جشن اش بود میگن شوهرش دیپلماته ، اگه بدونی په لباسی تنش بود ! از تو هم پرسید ، الکی گفتم رفتی دوبی
- خب چرا دروغ گفتی ؟ منکه دوبی نرفتم !
- حالا یه چیزی گفتم ! خاک تو سرت مردم ماهی یه گوشی نو میخرن تو همین عتیقه رو هم گم کردی !
- گم نکردم که ، چند روز پیش با قیصر دعوام شد . زدم به سرش !
- شکست ؟
- سه تیکه شد ! دیگه به درد....
- حق اش بود پسره بی سرو پا !
- حواس ات کجاس مامان ؟ گوشیم سه تیکه شد !
- کاش سر اون پسره میشکست !
- إ چرا مامان ؟
- ورداشته برده ات اون سردنیا ! میدونی چند وقته ندیدمت ؟
- اون سر دنیا کدومه تازه شم باید عادت کنی ، واسه همین زنگ زدم که بگم ....
- چی چی رو عادت کنم ؟ ای بابا این سمعک منم که هی شل میشه بذار ..آها درس شد ! خب از جوجه تیغی میگفتی ! کجا دیدیش ؟
- تو ماشین قیصر !
- از کی تا حالا مسافر کشی میکنه ؟
- مسافر کشی کدومه ؟ دختره بی چشم و رو ..
- باز این سمعک از جا در آمد دوباره بگو چی گفتی ؟
- گفتم تصادفا سوار شده بود !
- تو چقدر ساده ای دختر تصادف کجا بود ؟ قیصر اونقدر آهسته رانندگی میکنه که ..!
- خب منم باور نکردم که ! فقط چیزی نگفتم ، ولی دفعه بعد خیلی پکر شدم مگه میشه آدم دوبار اتفاقی یکی رو سوار کنه ؟
- إ داری عاقل میشی کم کم ! باید با لنگه کفش میزدیش !
- کی رو ؟
- باید میکشتیش !
- منظورتون کیه دختره یا قیصر ؟!
- هردوتا شون بیچاره ! سرت کلاه گذاشتن تا گردن !
- گوش کن مامان ممکنه کارت تلفن تموم بشه ، اگه یه دفه قطع شد ....
- با گوشی ت حرف بزن خب !
- اون که شکسته ،
- دعواتون سر همین بود ؟
- آره خب ... ولی فقط این که نیست ....
- من اگه جای تو بودم با بیل میزدمش ! نه با گوشی تلفن همراه ! دیوونه !
- نمیدونی که ! بذار بکم برات ...
- تو همیشه بی عرضه بودی !
- این دفه حق با تویه مامان ...باید میکشتمش ..
- حالا قیصر کدوم گوریه ؟
- اگه نمرده باشه تو بخش مراقبت های ویژه !...
- مگه کشتیش ؟
- زنگ زدم همینو بگم نمیذاری که ! ممکنه تا مدتی نتونی باهام تماس بگیری نگرانم نشو ، تا ببینم چی میشه !
- کجا مگه داری میری ؟
- دارن میبرنم زندون ، برای بابا سلام برسون !
- دیوونه چی داری میگی ؟ الو ... الو ...
کارت را برداشت ، کیف را داد دست مامور و دستهایش را آورد جلو

نجمه مولوی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 21:54  توسط دختر جزيره قشم  |