


گله می کرد زمجنون لیلی
که شده رابطه مان ایمیلی
حیف از ان رابطه انسانی
که چنین شد که خودت می دانی
عشق وقتی بشود دات کامی
حاصلش نیست بجز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟
برده یا دات کام ودات ارگ تو را؟
بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سابجکت نوشتم به درک
به درک گر دل من غمگین است
به درک گر دل من غمگین است
به درک رابطه گر خورده ترک
قطع ان هم به جهنم به درک
انقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه هم بی میلم
مرگ لیلی نت و مت را ول کن
همه را جای ok کنسل کن
offکن کامپیوتر را جانم
یار من باش و ببین من onام
اگر حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویس با دست
نامه یک حالت دگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد
خسته از font و format شده ام
دلخور از گردلی @(ات) شده ام

کرد رپلای به لیلی مجنون
که دلم هست از سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم زد
هر چه گفتی بکن خواهم کرد
زودتر پیش تو خواهم امد
هی به تو سر خواهم زد
راست گفتی عزیزم تو لیلی
دگر از من نرسد ایمیلی
نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سر اید قهرت

+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 19:38 توسط دختر جزيره قشم
|